يكي از دست اندركاران فتنه سال 88 ضمن شانه خالي كردن از خيانتهاي خود مدعي شد ملت و نظام بايد همديگر را عفو كنند! خاتمي مي گويد: آن وقت همه به آينده بهتر رو خواهيم آورد! واکنش کیهان به اظهارات خاتمی
همین یک خبر، برای دوستانی که کمی با عجله به خاتمی فحش میدهند کافیست تا در یابند اگر سخنان خاتمی چرند بود کیهان این چنین بر نمیآشفت. این دوستان در حقیقت همان میگویند که شریعتمداری. من فکر میکنم یک بار بدون بغض و کینه و با آرامش و دقت بیشتر، مجدداً همه صحبتهای خاتمی را بخوانیم. خاتمی آن گفت که چه بسا در باطن بدان اعتقاد داریم ولی برای حفظ صورت هم که شده فحشی نثارش میکنیم.
خاتمی با علم بر اینکه اولین گوینده این پیشنهاد لجن مال خواهد شد نهراسید و صریح گفت ایران امروز ما نیازمند یک عفو عمومی است. چه از جانب مردم چه از جانب صاحبان قدرتی هرچند نامشروع.چه چیز در این موضع گیری خاتمی هست که بنیان قدرت را اینطور تکان میدهد؟ سوال بهتر شاید این باشد که ما به عنوان معترضین چه ابزار و امکانی برای بهبود «نسبی» اوضاع در دست داریم؟ اهرمهای فشار ما چیست؟خاتمی از حرف دلم خانوادههای داغدار آگاه تر است یا خارج نشینانی که خودنویسشان جز به هجو و لودگی نمیچرخد؟ آیا پذیرش اینکه صحبتهای رئیس جمهور هشت ساله، وزیر چند ساله، نماینده مجلس چند ساله این مملکت بدون فکر و بدون هماهنگی با دیگر فعالان داخلی و بدون اطلاع از برخی اخبار درونی است منطقی مینماید؟ آیا میتوان پذیرفت پس از چند ماه سکوت، خاتمی خواب نما شده است و چنین مسائل حساسی را طرح میکند؟
من ترجیح میدهم از رهبری عذر خواهی کنم ولی فرزندان نسرین ستوده شب در آغوش مادر بخوابند. من ترجیح میدهم عذر خواهی کنم ولی مجید توکلی ها، مهدیه گلرو ها، عماد بهاورها در کنارم باشند نه تحت شکنجه و حبسهای چندین ساله. من ترجیح میدهم خاتمی رئیس جمهور باشد و خامنهای رهبر تا اینکه رهبری نباشد و امثال احمدینژاد همه کاره ایران. من میخواهم در انتخابات آزاد شرکت کنم بجای رفتن در خیابان و شاهد کشته شدن دوستانم.
ملت ایران، یک بار، ۳۳ سال قبل از انقلابهای کشورهای عربی، بهای گزافی برای یک انقلاب پرداخته و همچنان در حال پرداخت هست. آزموده را آزمودن خطاست. موضوع تنها بر سر واژگونی یک نظام نیست. بحث اصلی پایداری نظام بعد از آن است بر مبنای اصول دموکراتیک و حقوق بشر. ما با نخبگان در حبس، قلمهای شکسته و ممنوع الکار، جو خفقان و امنیتی راه به جائی نخواهیم برد.
از دیگر سؤ، باید این نکته را نیز در نظر گرفت کسانی که دستشان به خون این مردم آغشته است، کسانی که تا گردن در کثافت کاریهای مالی و اخلاقی فرو رفته اند از ترس جانشان هم که شده فقط زمانی سقوط میکنند که بسیاری خونها ریخته شود و کشور به تّلی از خاک بدل شده باشد. چه بسا تعداد زیادی از عوامل سرکوب و کودتا از کرده پشیمان باشند ولی شبح انتقام مردم چونان ترسی به جانشان انداخته که جرات قدمی به پس ندارند. خاتمی میخواهد فضایی باز کند برای اینان به پس که هرطور بنگریم چه در کوتاه مدت چه در افقی بلند تر سودش به زیانش میچربد.
بیائیم واقع نگر باشیم و نظر مخالف را تحمل کنیم. میتوان با خاتمی نیز مخالف بود و با دید نقادانه نظرش را ردّ کرد اما بیایم بر لجن مال کردن نخبگان سرزمینمان که غلطیست تاریخی پای نفشاریم. وسلام.
با سلام
از بس فحش به این سید بزرگوار محبوب ما دادن دلمون خون شد خدارا شکر که یک نفر پیدا شد تا دل بزرگ خاتمی همیشه محبوب را درک کند دموکراسی واقعی نیازمند تحمل است و تحمل در وجود میرحسین عزیز و خاتمی تجلی پیدا می کند.
ای کاش رحمت خداوندی را که در ابتدای هر سوره آمده است را از جباریت وی بزرگتر دریابیم.
خدایا به دوستان ما تحمل و به دشمنان ما شعور عطا بفرما
۱ دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
مه 18, 2011 در 05:16
iman sabz
با سلام
از بس فحش به این سید بزرگوار محبوب ما دادن دلمون خون شد خدارا شکر که یک نفر پیدا شد تا دل بزرگ خاتمی همیشه محبوب را درک کند دموکراسی واقعی نیازمند تحمل است و تحمل در وجود میرحسین عزیز و خاتمی تجلی پیدا می کند.
ای کاش رحمت خداوندی را که در ابتدای هر سوره آمده است را از جباریت وی بزرگتر دریابیم.
خدایا به دوستان ما تحمل و به دشمنان ما شعور عطا بفرما