چند تا از مقالات ۲ ماهنامه توقیف شده آئین گفتگو به سردبیری سید محمد خاتمی رو اسکن کردم که به مرور میزارم اینجا. با احترام.

Direct link for download from 4shared :

http://www.4shared.com/zip/dnvtfhDH/Aeen_e_Goftogoo.html

مجتبى ميرتهماسب آزاد شد

 مجتبی میرطهماسب مستندسازی که به اتهام همکاری با شبکه بی‌بی‌سی فارسی در شهریور ماه سال جاری به همراه چند مستندساز دیگر بازداشت شده بود، آزاد شد.

پیش‌تر ناصر صفاریان و محسن شهرنازدار در تاریخ ۱۸ مهر ماه و کتایون شهابی و مهران زینت بخش در تاریخ ۱۸ آبان ماه از زندان آزاد شده بودند.

این مستندسازان بعد از پخش مستندی در بی بی سی فارسی از زند‌گی سیاسی آقای خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی با عنوان «خط و نشان رهبر» صورت گرفته بود.

بازداشت مجتبی میرطهماسب و دیگر مستندسازان در حالی صورت گرفته بود که بی بی سی فارسی با رد همکاری هر شخصی در ایران با این شبکه خبری اعلام کرده بود «این افراد مستندسازانی مستقل هستند که آثارشان در جشنواره ها و سایر رویدادهای بین المللی به نمایش درآمده است و تلویزیون بی بی سی فارسی به شیوه رایج برنامه آپارات (مخصوص پخش فیلم های مستند)، حق پخش این فیلم ها را خریده است. این فیلمها بصورت مستقل تهیه شده بود و بی بی سی فارسی سفارش ساخت شان را نداده بود.»

با این حال رسانه‌های وابسته به حکومت جمهوری اسلامی مدعی شده بودند که این مستندسازان «تامین‌کننده اطلاعات، فیلم، خبر، و گزارش پنهانی با محوریت سیاه‌نمایی در مورد ایران و ملت ایران از محیط‌های مختلف» برای بی‌بی سی فارسی بوده‌اند.

برنامه آپارات اغلب مستندهایی را پخش می‌کند که پیش از این ساخته و در جشنواره‌ها و محافل سینمایی مختلف نمایش داده شده‌اند.
آغاز فعاليت حرفه‌ای فيلم‌سازي از سال ۱۳۶۹ و همزمان با ورود به دانشگاه.

فعاليت در سینمای داستانی با سمت صدابردار، صداگذار، عكاس، دستيار کارگردان و برنامه‌ريز.

ساخت اولين فيلم مستند با نام «نشان» (از مجموعه‌ی کودکان سرزمین ایران) در سال ۱۳۷۵و پژوهش، نگارش، تهیه‌کنندگی و كارگرداني ۲۰ فيلم مستند از آن زمان تا كنون.

عضو انجمن صدابرداران سينماي ايران از سال ۱۳۷۱
عضو انجمن مستندسازان سينماي ايران از سال ۱۳۷۷.
(عضو هيات مديره‌ی انجمن از سال ۱۳۸۴ و رییس هیات مدیره از سال ۱۳۸۷)
عضو شبکه مستند اروپا (EDN) از سال ۱۳۸۶.

به عنوان مستندساز:

۱- «نشان» از مجموعه‌ي «كودكان سرزمين ايران»،۱۶ م‌م،۲۵دقيقه، ۱۳۷۵.
(پژوهشگر، نویسنده و کارگردان)

ساخت هشت قسمت از مجموعه‌ي مستند «داستان‌هاي ‌هنر» براي شبكه دوم سيما در سال‌هاي ۷۶-۱۳۷۵كه به معرفي صنايع‌دستي ايران به نوجوانان مي‌پردازد. با عنوان پژوهشگر، نویسنده و کارگردان و باعناوين (۲-۹):

۲- «پدرم قلمكار بود»، ويديويي بتاكم، ۳۰ دقيقه، ۱۳۷۵.
۳- «مينا»، ويديويي بتاكم، ۳۱ دقيقه، ۱۳۷۵.
۴- «آب و آينه»، ويديويي بتاكم، ۲۵ دقيقه،۱۳۷۵.
۵- «حَسَنْبُدُو»، ويديويي بتاكم،۲۹ دقيقه، ۱۳۷۵.
۶- «كاشي و َاَن‌يَكاد»، ويديويي بتاكم، ۲۸ دقيقه،۱۳۷۵.
۷- «بوي گُل محمدي»، ويديويي بتاكم، ۲۵ دقيقه، ۱۳۷۵.
۸- «پَتِّه»، ويديويي بتاكم، ۳۱دقيقه، ۱۳۷۶.
۹- «ماهيِ مسي»، ويديويي بتاكم، ۲۴ دقيقه، ۱۳۷۶.

۱۰- «اولين حضور»، ويديويي بتاكم، ۵ دقيقه،۱۳۷۸.
به سفارش سازمان يونيسف
۱۱- « تمبر»، ويديويي دي‌وي‌كم، ۵۲ دقيقه، ۱۳۷۹.
به سفارش شرکت پست
۱۲- «رودخانه هنوز ماهي دارد»، ويديويي دي‌وي‌كم، ۴۳ دقيقه،۱۳۸۰.

۱۳- «ساز مخالف»، ويديويي دي‌وي‌كم، ۴۵ دقيقه، ۱۳۸۳.

۱۴- «صداي دوم»، ويديويي دي‌وي‌كم، ۴۰ دقيقه، ۱۳۸۳.

۱۵- «ونيز، رويا و كشمكش»، ويديويي دي‌وي‌كم،۱۳۸۳.
(پژوهشگر، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده)، در مرحله‌ی تدوین

۱۶- «تئاتر، الماس»، ويديويي دي‌وي‌كم، ۱۳۸۳.
(پژوهشگر، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده)، در مرحله‌ی تدوین

۱۷- «خانه_موزه‌ی استاد مطهری»، ويديويي دي‌وي‌كم، ۱۸ دقيقه، ۱۳۸۶.
(طراح، کارگردان و مجری طرح)، به سفارش سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران

۱۸- «پا به توپ»، ويديويي دي‌وي‌كم، ۴۰ دقيقه،۱۳۸۶.
(پژوهشگر، نویسنده، کارگردان و مجری طرح)، به سفارش تربیت‌بدنی شهرداری تهران
۱۹- «بانوی گل سرخ»، ويديويي اچ‌دی ‌كم، ۵۲ دقيقه، ۱۳۸۷.
(پژوهشگر، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده)

۲۰- «این فیلم نیست» به همراه جعفر پناهی. ۱۳۹۰

دیگر فیلم‌ها:
۱- ويديوكليپ «قصّه‌ی خُرَّميِ شهر»، ويديويي بتاكم، ۶ دقيقه، ۱۳۷۶.
(نویسنده و کارگردان)، تهیه شده در گروه تلویزیونی سپاه
۲- ويديوكليپ «مامِ وطن»، ويديويي بتاكم، 7 دقيقه، 1376.
(نویسنده و کارگردان)، تهیه شده در گروه تلویزیونی سپاه
۳- ويديوكليپ «ستاره‌ها»، ويديويي بتاكم، 7 دقيقه، 1376.
(نویسنده و کارگردان)، تهیه شده در گروه تلویزیونی سپاه
۴- فیلم_تئاتر «سوگ سیاوش»، ويديويي دي‌وي‌كم، 130 دقيقه، 1382.
(طراح، کارگردان و مجری طرح)، به سفارش مرکز هنرهای نمایشی. (نویسنده وکارگردان تئاتر: پری صابری)
۵- فيلم مستند «پشت صحنه‌ی تئاتر سوگ سیاوش»، ويديويي دي‌وي‌كم، 30 دقيقه، 1382.
(طراح، کارگردان و مجری طرح)، به سفارش مرکز هنرهای نمایشی
۶- فيلم «خانه در گذشته‌ي ماست»، ويديويي دي‌وي‌كم، 57 دقيقه، 1384.
(كارگرداني و تدوين مشترك با حامد محمدطاهري)

به عنوان تهیه‌کننده:
۱- فيلم مستند «باز این چه شورش است»، ساخته‌ی سودابه مرتضایی، ويديويي دي‌وي‌كم، 62 دقيقه، محصول کشور
اتریش، 1385. (تهیه‌کننده و مجری طرح)

***

دیگر فعالیت‌های سینمایی:
1- همکاری با گروه اجتماعي شبكه اول سيما از سال 1369 تا 1374 و ساخت چندين برنامه‌ی تلويزيوني
2- دستیار صدابردار: فيلم سينمايي «بازي بزرگان»، ساخته‌ی كامبوزيا پرتوي، 1370
3- دستیار کارگردان: فيلم مستند «نیروگاه برق شهید رجایی»، ساخته‌ی ابراهیم مختاری، 1372
4- دستیار صدابردار: فيلم سينمايي «سلام سينما»، ساخته‌ی محسن مخملباف، 1373
5- صدابردار: فيلم مستند «سدّ گُدارلَندر»، ساخته‌ی ابراهيم مختاري، 73-1372
6- صدابردار: فيلم سينمايي «گبّه»، ساخته‌ی محسن مخملباف، 1374
7- صدابردار: فيلم كوتاه داستانی «مدرسه‌اي كه باد برد»، ساخته‌ی محسن مخملباف، 1374
8- صدابردار: فيلم كوتاه داستانی «پيرمرد و زمين»، ساخته‌ی عطا سلمانيان، 1375
9- صدابردار: فيلم مستند «سيب، نمك، انگور»، ساخته‌ی آرمان نجم، 1376
10- صدابردار مشترک: فيلم كوتاه «ميليكان»، ساخته‌ی مينو كياني، 1376
11- صدابردار و تصویربردار: فيلم مستند «روياي ستاره»، ساخته‌ی بهرام عظيم‌پور، 1377
12- دستیار کارگردان: فيلم سينمايي «ايران سراي من است»، ساخته‌ی پرويز كيمياوي، 1377
13- صداگذار: فيلم مستند «زينت، يك روز به خصوص»، ساخته‌ی ابراهيم مختاري، 1378
14- دستیار کارگردان: فيلم سينمايي «تخته سياه»، ساخته‌ی سميرا مخملباف، 1378
15- دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: فيلم سينمايي «روزي كه زن شدم»، ساخته‌ی مرضيه مشكيني، 1378
16- دستیار کارگردان، برنامه‌ریز و عکاس: فيلم سينمايي «سفر قندهار»، ساخته‌ی محسن مخملباف، 1379
17- صداگذار: فيلم مستند «سميرا چگونه تخته سياه را ساخت»، ساخته‌ی ميثم مخملباف، 1379
18- صداگذار: فيلم مستند «الفباي افغان»، ساخته‌ی محسن مخملباف، 1380
19- دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: فيلم سينمايي «دو فرشته»، ساخته‌ی محمد حقيقت، 1381
20- برنامه‌ریز: فيلم سينمايي «اسامه»، ساخته‌ی صديق برمك، محصول کشور افغانستان،1381

کمپین اعتراض سبز در راستای دفاع از خواست عمومی مردم ایران پیرامون آزادی یاران همیشگی جنبش سبز و با همکاری جمعی از هموطنان، در مرداد ماه ۱۳۹۰ اقدام به راه اندازی کارزاری برای شکست حصر غیر قانونی اقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی و خانم ها زهرا رهنورد و فاطمه کروبی نموده است. در گام اول این کارزار، نامه ای اعتراضی از سوی این کمپین تهیه و تنظیم شده است که پس از جمع اوری امضای ایرانیان در سراسر دنیا، به مراجع حقوقی و دیپلماتیک زیر ارسال خواهد شد.

۱- دبیرکل سازمان ملل
۲- سفیران کشورها در سازمان ملل
۳- کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل
۴- گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران
۵- وزرای امور خارجه کشورهای مختلف
۶- هیات روابط پارلمان اروپا با ایران
۷- کشورهای عضو شورای امنیت
۸- مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا
۹- سازمان کشورهای اسلامی
۱۰- کمیته حمایت از ناپدید شدگان قهری سازمان ملل متحد
۱۱- اتحادیه بین‌ المجالس

این نامه که تا به امروز به امضای بیش از ۲۸۰ شخصیت سیاسی، فرهنگی، هنری و اجتماعی و همچنین ۲۱ گروه و تشکل حقوق بشری رسیده است، تا تاریخ دهم سپتامبر ۲۰۱۱ برای کسب امضای علاقمندان در دسترس عموم خواهد بود و پس از آن کمپین اعتراض سبز نهایت تلاش خود را بکار خواهد بست و از تمام ظرفیت های بین المللی و حقوقی ممکن در این مسیر استفاده خواهد کرد تا از طرق مختلف پیگر مطالبات مطرح شده در نامه اعتراضی باشد.

شما نیز می توانید با امضای خود گامی مثبت در جهت شکست حصر یاران جنبش سبز بردارید.

برای امضای این نامه می توانید به اینجا مراجعه کنید

برای اطلاعات بیشتر به صفحه اصلی‌ کمپین بروید:

http://eteraazsabz.wordpress.com/2011/08/14/%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C/

نامتان ننگین تر از “جلاد” ها
رو سیاهی تان همی در یادها،
دختر مظلوم ” عزت” می کشید؟
بشنوید از نفرت خلق خدا، فریادها!
احمد پورنجاتی

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا: خبر خوشی دارم! افتخار دارم اعلام کنم از امروز به بعد دولت آمریکا تسهیلات رفت و آمد بیشتری به ایرانیان دارنده ویزای تحصیلی در آمریکا ارائه می دهد. از این به بعد دانشجوهای ایرانی به جای ویزای تک‌ورود سه ماهه، ویزای چند‌ورود دوساله دریافت می کنن و می تونن برن خارج و برگردن


اظهارات از موضع ضعف و در عين حال رياكارانه عضو مركزيت مجمع روحانيون با دو نوع واكنش اعتراضي و توجيه گرانه در محافل ضدانقلاب مواجه شده است.
خاتمي در اين سخنان بدون مشخص كردن موضع خود خواستار عفو شده و گفته بود ما به قانون اساسي و جمهوري اسلامي اعتقاد داريم.
در واكنش به اين سخنان، شماري از عناصر ضدانقلاب با عنايت به تكرار نشدن برخورد نظام نسبت به موسوي و كروبي درباره خاتمي، وي را مورد تخطئه و اعتراض قرار دادند. از جمله در سايت ضدانقلابي بالاترين، اين مطالب نوشته شده است:
- حرف هاي خاتمي را بايد خواند. انگار نه انگار كه اتفاقي افتاده. تازه مي فهميم اينكه او مي گفت تداركاتچي است يعني او اكنون بيشتر به رفسنجاني شبيه است تا موسوي. لبخند خاتمي چند سال پيش به دل مي نشست اما اكنون مثل خنده نقاشي شده روي صورت دلقك هاست.
-عجب لقب خوبي به خاتمي داده اند؛ شاه سلطان حسين. پر بيراه نيست.
- خاتمي! توپ جمع كن رژيم هم نميشي. دوباره دلت لك زده واسه تداركاتچي شدن؟ اشتباه مي كني. تداركات چي نه، چه عرض كنم ديگر به عنوان توپ جمع كن هم قبولت نمي كنن.
- از ديروز كه درافشاني جديد تداركاتچي (خاتمي) رو شنيدم كلي گيج و منگم! آقاي خاتمي به خاطر رأيي كه بهت دادم و اميد بستم و بعد از خيانتت در سال 78 و 82 باز هم ازت حمايت كردم، از خودم شرمم مياد.
- اين آقا ديگه كيه؟ سران جنبش و فقط موسوي و كروبي ان.
- خاتمي ننگ به نيرنگ تو.
-وقاحت هم حدي داره. واقعاً نمي دونم … يا… چرا براي يكبار هم كه شده عملكرد خاتمي را به چالش نمي كشيم. هيچ كس فراموش نمي كند كه در حصر موسوي و كروبي، خاتمي از آخرين كساني بود كه اظهار تأسف كرد و موضوع را هم در سخنراني اش منحرف كرد.
- اين بنده خدا در حصر است، آزادش كنيد. به اين عاليجناب شيك پوش خرده نگيريد چون اگر در حصر نبود حتماً شعارهاي ما عليه رژيم را شنيده بود.
- خاتمي سياستمدار مكاري است كه مثل هنرپيشه ها رفتار مي كند. او درگذشته نقش كمدي و تراژدي را با هم بازي كرده است و باز هم مي خواهد روي سن نمايش برود.
- ظاهراً خاتمي مانند سوپاپ اطمينان نظام عمل مي كنه همان طور كه در آن 8 سال ما را با وعده وعيد فريب داد و هيچ كاري هم نكرد. اين بار هم پشت موسوي و كروبي پنهان شد و خودش را نجات داد، شايد كه اتفاقي بيفته.
«نيك آهنك-ك» كاريكاتوريست زنجيره اي خارج نشين هم دراين باره نوشته است: تقريباً باور كرده ام كه خاتمي حالش خوب نيست. مثل ماهي هايي است كه به شكم ماهي هاي بزرگ مي چسبند. باز بوي انتخابات اومد؟ ما وسط بياييم تا اصلاح طلبان استفاده بكنند و چند روزي ناني به كف بياورند؟
اما برخي ديگر از عناصر ضدانقلاب فعال در حوزه مجازي و از جمله بالاترين با ادبيات ديگري به تأويل و توجيه مواضع خاتمي پرداخته اند از جمله؛
-خاتمي علاقه اي به درگيري ندارد ولي تفاوتش با ماندلا اين است كه آستين هم بالا نمي زند. از خودش خيلي مايه مي گذارد و انرژي صرف مي كند ولي خودش بيشترين آسيب را به خودش مي زند. او انگار در سياره ديگري زندگي مي كند و حداقل درك درستي به او منتقل نمي شود. مشكل صحبت هاي خاتمي اين است كه جاي زدن آن و شكل آن را هنوز ياد نگرفته است. او سمپات شديدي به كوچك و بي ارزش كردن مسائل مهم و بزرگ دارد و نااميد مي كند.
- امروز يه عده اي راه افتادن به خاتمي فحش مي دن. همينا يه روز به احمدي نژاد فحش مي دادن. فردا موسوي حرفي بزنه كه به مذاقشون خوش نياد، به اون فحش مي دن. عيب اينها اينكه اصلا بجز پاي كيبورد و كامپيوتر نشستن و هي نشستن، هنر ديگه اي ندارن.
- حالا ناسزا بگيد و فردا رقص حسين شريعتمداري رو برصفحات كيهان نظاره كنيد(!) چرا از خاتمي انتقاد مي كنين؟
- آقاي خاتمي برايت متأسفم كه دم از سازش و عفو مي زني. مگه نمي بيني كه ما هر روز در حال تظاهرات و مبارزه با حكومتيم و هر روز عزممان راسخ تر مي شود؟ مگر نمي بيني خونمان به جوش آمده و به خيابان مي ريزيم تا دستگير شده ها را آزاد كنيم؟ نمي بيني ما براي لبيك به امثال تو سر از پا نمي شناسيم؟ نمي بيني كه گوش به فرمان شوراي هماهنگي هستيم؟ نمي بيني كه براي موسوي و كروبي چي كارها كرديم؟
- حالا دوباره عده اي قصد كارهاي انقلابي كرده اند و نداي سكولاريسم سر مي دهند و مي خواهند ايران را آزاد كنند ولي آدم احساس مي كند از پل «پارك وي» پايين تر را نديده اند يا از كنار سواحل مديترانه و اقيانوس آرام متصل به اينترنت پرسرعت هستند. من نمي دانم اينان چقدر شادند؟ از چه و براي چه كسي سخنراني مي كنند؟ تفكرات شان چقدر طرفدار دارد؟ دقيقاً جامعه آماري شان كجاست؟ هر كدام شان هم ادعاي جامعه شناسي ايران را دارند. اگر حرف جامعه شناسي و سياست است آن كارهايي كه شما مي كنيد اصلاً شباهتي به سياست ندارد. حالا شايد به چيزهاي ديگر شبيه باشد. از پتانسيل اصلاح طلبان استفاده مي كنند و وقتي سوء استفاده شان به پايان رسيد مي آيند مسخره بازي راه مي اندازند. اينها يك روز ميرحسين ميرحسين مي كنند و از طرف ديگر وقتي قسمتي از تفكراتش با هدف هاي عزيزان در تضاد است، سريع پروژه ضايع سازي را كليد مي زنند.

 يكي از دست اندركاران فتنه سال 88 ضمن شانه خالي كردن از خيانتهاي خود مدعي شد ملت و نظام بايد همديگر را عفو كنند! خاتمي مي گويد: آن وقت همه به آينده بهتر رو خواهيم آورد!  واکنش کیهان به اظهارات خاتمی

همین یک خبر، برای دوستانی که کمی‌ با عجله به خاتمی فحش میدهند کافیست تا در یابند اگر سخنان خاتمی چرند بود کیهان این چنین بر نمی‌‌آشفت. این دوستان در حقیقت همان می‌گویند که شریعتمداری. من فکر می‌کنم یک بار بدون بغض و کینه و با آرامش و دقت بیشتر، مجدداً همه صحبت‌های خاتمی را بخوانیم. خاتمی آن گفت که چه بسا در باطن بدان اعتقاد داریم ولی‌ برای حفظ صورت هم که شده فحشی نثارش می‌کنیم.

خاتمی با علم بر اینکه اولین گوینده این پیشنهاد لجن مال خواهد شد نهراسید و صریح گفت ایران امروز ما نیازمند یک عفو عمومی است. چه از جانب مردم چه از جانب صاحبان قدرتی‌ هرچند نامشروع.چه چیز در این موضع گیری خاتمی هست که بنیان قدرت را اینطور تکان میدهد؟ سوال بهتر شاید این باشد که ما به عنوان معترضین چه ابزار و امکانی برای بهبود “نسبی‌” اوضاع در دست داریم؟ اهرم‌های فشار ما چیست؟خاتمی از حرف دلم خانواده‌های داغدار آگاه تر است یا خارج نشینانی که خودنویس‌شان جز به هجو و لودگی نمیچرخد؟ آیا پذیرش اینکه صحبت‌های رئیس جمهور هشت ساله، وزیر چند ساله، نماینده مجلس چند ساله این مملکت بدون فکر و بدون هماهنگی‌ با دیگر فعالان داخلی و بدون اطلاع از برخی‌ اخبار درونی‌ است منطقی‌ مینماید؟ آیا می‌توان پذیرفت پس از چند ماه سکوت، خاتمی خواب نما شده است و چنین مسائل حساسی را طرح می‌کند؟

 من ترجیح میدهم از رهبری عذر خواهی‌ کنم ولی‌ فرزندان نسرین ستوده شب در آغوش مادر بخوابند. من ترجیح میدهم عذر خواهی‌ کنم ولی‌ مجید توکلی ها، مهدیه گلرو ها، عماد بهاور‌ها در کنارم باشند نه تحت شکنجه و حبس‌های چندین ساله. من ترجیح میدهم خاتمی رئیس جمهور باشد و خامنه‌ای رهبر تا اینکه رهبری نباشد و امثال احمدی‌نژاد همه کاره ایران. من می‌خواهم در انتخابات آزاد شرکت کنم بجای رفتن در خیابان و شاهد کشته شدن دوستانم.

ملت ایران، یک بار، ۳۳ سال قبل از انقلاب‌های کشور‌های عربی‌، بهای گزافی برای یک انقلاب پرداخته و همچنان در حال پرداخت هست. آزموده را آزمودن خطاست. موضوع تنها بر سر واژگونی یک نظام نیست. بحث اصلی‌ پایداری نظام بعد از آن است بر مبنای اصول دموکراتیک و حقوق بشر. ما با نخبگان در حبس، قلم‌های شکسته و ممنوع الکار، جو خفقان و امنیتی راه به جائی‌ نخواهیم برد.

از دیگر سؤ، باید این نکته را نیز در نظر گرفت کسانی‌ که دستشان به خون این مردم آغشته است، کسانی‌ که تا گردن در کثافت کاری‌های مالی و اخلاقی‌ فرو رفته اند از ترس جانشان هم که شده فقط زمانی‌ سقوط میکنند که بسیاری خونها ریخته شود و کشور به تّلی از خاک بدل شده باشد. چه بسا تعداد زیادی از عوامل سرکوب و کودتا از کرده پشیمان باشند ولی‌ شبح انتقام مردم چونان ترسی‌ به جانشان انداخته که جرات قدمی‌ به پس ندارند. خاتمی میخواهد فضایی باز کند برای اینان به پس که هرطور بنگریم چه در کوتاه مدت چه در افقی بلند تر سودش به زیانش میچربد.

بیائیم واقع نگر باشیم و نظر مخالف را تحمل کنیم. می‌توان با خاتمی نیز مخالف بود و با دید نقادانه نظرش را ردّ کرد اما بیایم بر لجن مال کردن نخبگان سرزمینمان که غلطیست تاریخی‌ پای نفشاریم. وسلام.

این فایل یک رونوشت از همه‌ی داده‌های شخصی شماست که بر روی فیس‌بوک به اشتراک گذاشته‌اید. برای آن که از داده‌های شما محافظت کنیم، از شما خواهیم خواست تا مالکیت خود را بر این نمایه تایید نمایید.

توجه: این فایل اطلاعات بسیار حساس و مهمی را در خود دارد. از آنجا که این فایل اطلاعات نمایه‌ی شما را شامل می‌شود، باید آن را در مکانی امن ذخیره و در هنگام ذخیره سازی، فرستادن و یا بارگذاری آن در هر جای دیگر بسیار با احتیاط عمل کنید.

(متن از فیسبوک فارسی)

آنچه گذشت…

برترین نوشته‌ها

  • هیچکدام
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.